تبليغاتX
زمین شناسی به وب لاگ من خوش آمدید
 
زمین شناسی
 
 
گذری بر علم زمین شناسی و زمین شناسی ایران
 

توفان نوح

 

توفان نوح :  نشانه اي از  تغييرات سطح آب دريا

 

مقدمه :

       شايد يكي از مهمترين پديده هايي كه در مقياس تاريخ زندگي بشر در  كره زمين روي داده باشد و كنجكاوي پژوهشگران به ويژه زمين شناسان را به خود جلب كرده است رويداد توفان نوح باشد،  پديده اي كه در فرهنگ ملتها و نيز كتابهاي آسماني به ويژه  قرآن مجيد به آن اشاره شده و درصد بالايي از افراد جامعه اگر اطلاعات جامعي از اين رويداد مهم ندارند حداقل اين موضوع را در خطابه هاي واعظان  و سخنوران شنیده اند.  بديهي است زمين شناسان نيز به دنبال شواهدي هستند كه حداقل حدود و موقعيت جغرافيائي اين رويداد را بدانند.

در باره  با اين پديده و رويدادي كه وقوع آن در گذشته به دليل كثرت منابع و نيز آيات محكم الهي انكارناپذير است،  سؤالات زيادي مطرح است . آيا صرفا" يك اعجاز الهي بوده است ، آيا وقوع آن به اراده الهي و مبتني بر ساز و كاري كه  خداوند حكيم در خلقت اعمال فرموده،  مي باشد و سؤالات متعدد ديگر

 در اينجا به ترجمه آيات  42 و 44 سوره هود اشاره مي شود.

..... و آن كشتي در دريا با امواجي كوه مانند در گردش بود كه در آن حال نوح از راه شفقت فرزندش را ندا كرد كه اي پسر تو هم بدين كشتي در آي و با كافران همراه مباش

آيا امواج كوه مانند در اثر پديده سونامي بوده و يا در آيه 44 سوره هود مي فرمايد:

.... آب در يك لحظه قطع شد و حكم قهر الهي انجام يافت و كشتي بر كوه جودي قرار گرفت و زمان هلاكت ستمكاران رسيد.

آيا امواج كوه مانند در اثر پديده سونامي بوده است ؟ ، آيا قرار گرفتن كشتي بر روي كوه خود دليلي بر ميزان بالاي افزايش سطح آب دريا نبوده است . اين سؤال و سؤالات فراوان ديگر ضرورت پرداختن به اين مطالب را مطرح مي نمايد.

مقاله توفان نوح نشانه اي  از تغييرات سطح آب دريا از كتاب :

The sedimentary record of sea-Level change; Cambridge- 2003

Angela L. Coe))

حاوي اطلاعات سودمندي است كه نظرياتي در باره  با محل رويداد اين پديده مهم ، حدود گسترش آن و نيز زمان احتمالي رويداد به دست مي دهد. بديهي است اين مجموعه مي تواند بخشي از حقايق اتفاق افتاده در كره زمين و نه همه آن باشد و ترجمه آن با هدف افزايش اطلاعات  علاقه مندان و نه قبول يا رد آن مي باشد.

 

توفان نوح :  نشانه اي از  تغييرات سطح آب دريا

      توفان نوح يكي از گسترده ترين تغييرات سطح آ بهاي آزاد گزارش شده در طول تاريخ بشر است . مشهورترين روايت اين رويداد،  در تورات عهد عتيق آمده است.  اما  گزارشهاي مشابه در نوشته هاي يونان قديم و خاور ميانه وجود دارد. با اين وجود ، نه زمان و نه موقعيت جغرافيايي توفان ( در آن منابع )  روشن نيست و توضيحاتي چند در اين باره فرض  شده است .  به گونه روائي و نقل قولي ، ناحيه توفان نوح در منطقه جنوب  بين النهرين و در قسمت بالاي دلتاي عهد حاضر رودخانه هاي فرات ، دجله و كارون فرض شده است . براي مدت هزاران سال ، اين منطقه يك ناحيه با تلاقي ، هموار و فروافتاده با ارتفاع چند متر از سطح دريا در خليج فارس بوده است . به نظر مي رسد شرح اين توفان نخستين بار توسط ساكنان اين ناحيه (سومري ها) در 4000 سال قبل از ميلاد مسيح نقل شده باشد. 

بسياري از مورخان بر اين اعتقادند كه اين توفان همان رويدادي است كه بعدها روي
خشت هاي گلي مجددا"  در حدود دو هزار سال قبل از ميلاد نگاشته بر لوح هاي گلي 
Gilgamish يك پادشاه افسانه اي در بابل ثبت شده است.  اين امر مسّجل است كه منطقه بين النهرين توسط دريا پوشيده شده كه آن رويداد هم پيامد يك زلزله و  سونامي هاي بزرگي كه در ناحيه دريا ايجاد كرده ، حادث شده است .

عرض كم خليج فارس موجب افزايش ارتفاع امواج شده و در نتيجه قدرت تخريب چنين امواجي  فزوني يافته است . با اين حال ،  اين احتمال نيز وجود دارد كه محدوده دلتا تحت عوامل زير به وسيله طغيان آب پوشيده شده باشد :

v      يك طوفاني كه از ناحيه دريا سرچشمه  گرفته باشد . 

v      طغيان رودخانه ها در اثر باران سنگين در منطقه

v      بالا آمدن سطح آب دريا در اثر ذوب يخچالها

شايان گفتن است  پارامتر آخر موجب طغيان تدريجي در ناحيه مي شود،  زيرا خليج فارس به اقيانوس مرتبط است.  مشكل و مسئله اي كه تمام اين نظريه ها با آن مواجه مي باشند، ‌اين است كه چون منطقه بين النهرين يك منطقه كم ارتفاع است ،  تمام اين رخدادها تقريبا" به بارها  مي تواند اتفاق افتد و لذا الزاما"  ( با توجه به آمادگي مردم )  نمي تواند به عنوان يك تراژدي غم انگيز مطرح و قابل طرح ( در اين مقياس ) باشد.

اخيرا" ، دو دانشمند امريكايي به نامهايBill Ryan  و Walter Pitman شواهد جديدي كشف و منتشر كرده اند ( 1998 Ryan & Pitman ) مبني بر اينكه در حدود 7000 سال قبل سطح آب درياي سياه ( شكل 1/3 ) به نحو آشكاري بالا آمده است
 ( حدود 5600 سال قبل از ميلاد مسيح ) .  آنها بيان مي كنند كه رويداد توفان در گستره اي متجاوز از يكصدهزار كيلومتر مربع از خشكي ها در طول يك ماه به زير آب رفته است و عجيب تر آنكه تمام اين حجم عظيم آب ، تنها از طريق يك  باريكه
( كه
Bosporus ناميده مي شود) گذر كرده كه شدت جريان آن احتمالا" معادل دويست برابر آبشار نياگارا بوده است و سرانجام به درياي سياه مي ريخته است . ، شواهد فسيلي خوبي وجود دارد كه درياي سياه قبل از اين رويداد در حقيقت يك درياچه آب شيرين و جدا از آبهاي شور مديترانه بوده است .

در زمان توفان ( نوح )،  سطح آب در درياي Marmara (شكل 1/6) به تدريج بالا آمده تا زماني كه دره Bosporus  را فرا گرفته و به تعادل رسيده است  . نخست آب  از طريق دره Bosporus  جريان يافته  و خاك و خاشاكي را  كه در مسير جمع شده بودند ، همراه با خود  به اعماق 150 متري  درياي سياه با گودي حدود 150 متر منتقل كرده است .

سيلاب توفنده و سرشار از خرده هاي مختلف به سرعت،  سنگ بستر در Bosporus را فرسايش داد و افزايش  عمق دره باعث كاهش سرعت جريان گرديد.  از طرفي جريان كه با عميق تر شدن دره همراه  بود،  زماني قطع شد  كه دره اي به پهناي 85 متر و عمق 145 متر ايجاد گرديد.

Ryan وPitman  فرض كردند كه اين همان طوفاني است كه بعدها در مديترانه رخ داده و سومري ها در سنگ نگاشته هاي Gilgamish آن را ثبت كرده اند . اين احتمال متصور است كه اين رويداد غم انگيز نقل قول شده و سرانجام به صورت داستان در كتاب مقدس آمده است.

سؤال  : چه مدركي مي توانيد پيدا كنيد كه  بالا آمدن سريع سطح آب دريا در هزاران سال قبل رخ داده است ؟

پاسخ :  دلايل مختلفي مي تواند در اين مورد مطرح شود  : تغيير در وضعيت رسوبات در كف درياي سياه ، دفن خط ساحلي در بخشهاي نزديكتر به ميانه هاي ساحل  درياي سياه نسبت به خط ساحلي كنوني ، تغيير وضعيت از يك درياي آب  شيرين به درياي شور و سرانجام دفن ساكنان بشري توسط سيل و طغيان آب .

در حقيقت آنچه كه Ryau و Pitman در جست و جوي آن بودند،  در تابستان 1993 اتفاق افتاد.  آنها به يك  كشتي روسي پيوستند و ديگر تيم  محققان علمي درياي سياه را كامل كردند. آنها گمانه هاي كم عمق ( 1 تا 3 متر ) زيادي حفر كردند تا نهشته هاي رسوبي را در كف دريا اكتشاف نمايند و در اين باره  از ابزاري كه امواج صوتي را از آب دريا و رسوبات گذر مي داد استفاده مي كردند تا نقشه بستر دريا را تهيه كنند.

خلاصه اي از نتايج كليدي نشان مي دهد كه در 7600 سال قبل يك رويداد ناگهاني سيل و توفان اتفاق افتاده است ( شكل 3/2 ) 

سؤال :  چه اشكال متداولي رويداد سيل و توفان را مشخص كرد؟

 پاسخ :  يك لايه مورب از گل زيتوني _ خاكستري هموژن كه روي تمام رسوبات قبلي را پوشانده بود.

سؤال : چه مدركي دال بر تغيير شوري آب از آبهاي شيرين
درياچه اي به آبهاي دريايي وجود دارد؟

پاسخ :  انواع گوناگوني از نرم تنان يافت شده است .

سؤال : دانشمندان چگونه زمان وقوع سيل و توفان را تعيين كرده است ؟

پاسخ :  با استفاده از ميزان ايزوتوپ  14C1 موجود در پوسته نرم تنان

نتايج تمامي حفاريها و مطالعات ثابت مي كند كه قبل از رويداد توفان نوح سطح خط ساحلي درياي سياه حدود 160 تا 170 متر پايين تر از سطح كنوني بوده است .  بالا آمدن سريع آب دريا حدود 15 سانتيمتر در روز تخمين زده مي شود و ميزان پيشروي آب در خشكي بيشتر از يك مايل در روز بوده است . اين وضعيت يك اثر ويرانگر روي ساكنان محلي كه در نزديك ساحل يا درياچه زندكي مي كرده اند داشته است . با اين وجود Ryam و Pitman شواهدي را مورد بحث قرار مي دهند كه نشان مي دهد كه اين رويداد صرفا" يك اتفاق و سرنوشت تيره و تار نبوده است و اين توفان (توفان نوح) احتمالا"  باعث مهاجرت مردم و گسترش كشاورزي از خاور ميانه و شرق اروپا به بخشهاي غربي اروپا ، آسيا ، مصر و بين النهرين شده است،  بنابراين،  يك رويداد مهم در تاريخ تمدن بشر محسوب مي شود.
اما دو سؤال كليدي همچنان باقي است :

1)     علت اوليه بالا آمدن سطح آب دريا در مديترانه و زمان 7600 سال قبل چيست ؟

2)     آيا شواهدي مبني بر يك رخداد جهاني درآن زمان وجود دارد؟

شواهد آب و هوائي نشان مي دهد كه رخداد توفان و سيل حدود 200 سال بعد از آغاز روند افزايش گرماي جهاني كره زمين روي داده ( شكل 3.3) كه در نهايت به دوره حداكثر دمائي هولوسن ختم مي شود.

بنابراين آنچه كه  به نظر مي رسد اتفاق افتاده باشد،  اين است كه در طي دوره حداكثر دمايي هلوسن   ((Holocene))وضعيت به ميزان كافي گرم بوده است تا سطح جهاني آب درياها به حدي برسد كه درياي مديترانه از طريق دره Bosporus طغيان كند و كانالي به درياي سياه ايجاد كند.

در طي اين زمان و ديگر دوره هاي بين يخچالي ، آب و هوا گرمتر و مرطوبتر بوده است.  اين مي تواند دليلي بر خاطرات افسانه اي 40 شبانه روز بارندگي باشد لذا روشن است كه همانند بسياري داستانها مقياس  زماني تا حدودي كوتاه شده باشد.

Ryan و Pitman  كتاب خود را در باره توفان اين گونه به پايان مي رسانند كه اگر چه شواهد علمي ( اين موضوع ) براي منطقه درياي سياه خوب است . اما هنوز شواهد مستقيمي در باره ساكنان دوره نوسنگي و حضور بشر در آن ناحيه يافت نشده است،  چرا كه عمدتا" اين ناحيه قبلا" به زير آب فرو رفته است .

با اين وجود،  روز يكشنبه 17 ژوئن سال 2001  گزارش شد كه مقاديري  تير و كمان،  قطعاتي از ديوارها ، ابزارسنگي و انباشت زباله در منطقه اي حدود 100 متر زير سطح آب درياي سياه كشف شده است و نشان مي دهد كه منطقه احتمالا" در زمان توفان مسكوني بوده است . اين شواهد به وسيله همان گروهي كشف شده است كه درباره بابقاي برجاي مانده كشتي تايتانيك كار
تحقيق مي كردند.

آنها اكنون در جست و جوي شواهد بيشتري هستند كه نشان دهد شماره بيشتري از مردم به صورت نسبتا" دائمي در ساحل درياي سياه و قبل از بالا آمدن ناگهاني سطح آب دريا زندگي مي كرده اند.

 

برگرفته از فصل اول كتاب :

The sedimentary record of sea-Level change ;  Cambridge- 2003

Angela L. Coe

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 27 آذر1386ساعت 11:20  توسط حمیدرضا نباتی  | 

تکوین پوسته قاره ای ایران:

مقدمه

تکوین و تکامل پوسته ایران را می‌توان از وقتی دنبال کرد که ما وضعیت ابتدایی پوسته ایران و حوادث حاکم بر آن پس از تشکیل پوسته را بدانیم. داده‌ها و اطلاعات ما از وضعیت پوسته اولیه ایران بسیار ناچیز است و می‌دانیم که در حدود 1.7 میلیارد سال قبل تنها قاره بزرگ آن زمان به نام پانگه‌آ تقسیم گردیده و دو قاره شمالی و جنوبی به نام اوراسیا و گندوانا بوجود آمد. در رابطه با وضعیت اولیه پوسته ایران بایستی بدانیم که آیا سرزمینهای ایران بخشی از قاره گنداوانا بوده است یا بخشی از اوراسیا.

تاثیر فاز کوهزایی کاتانگائین در پوسته ایران

همزمان و پس از فاز کوهزایی کاتانگائین ، پوسته قاره‌ای ایران دچار چین‌خوردگی و شکستگیهای عمیق شد و بتدریج سیستم هورست و گرابن بر آن حکمفرما شد و این امر باعث تفاوت رخساره‌‌های رسوبی در پالئوزوئیک گردید. شواهد این امر وجود ماگماتیسم شکافی آلکالن در آذربایجان (قره داش) ، کاشمر (تکنار) ، بافق (اسفوردی) ، جزیره هرمز و کرمان (سری ریز و دزو) و محمد آباد گرگان (ایگمنبریت) است. همراه این فعالیت آتشفشانی ، اسید و توده‌های نفوذی آلکالن در پوسته قاره‌ای تزریق شده‌اند (گرانیت دوران ، موته ، زریگان و نریگان). طی پالئوزوئیک نیز این وضع ادامه داشته است و در کامبرین ناحیه جام توده‌های بازیک ، در کامبرین آوج ‌دیاباز ، در اردویسین ماکو فوران آتشفشانی دایست و آندزیت در سیلورین نیور (گدازه‌های ملافیری و بازالتی) و... گزارش شده‌اند. وجود گدازه‌های ملانیری و بازالتی در قاعده سازند جیرود ، خوش ییلاق و... ناشی از حرکات کششی بوده است.

تاثیر فاز کوهزایی هرسی‌نین و سیمرین

با کوهزاییهای هرسی‌نین که در کربنیفر رخداده است، دریای بین کندوانا و اوراسیا (پالئوتتیس) بسته شد. بر اثر این کوهزایی بخش مهمی از اروپا از آب خارج شد با حرکات سیمرین پیشین ، ایران به اوراسیا متصل شد و بخش اعظم ایران از آب خارج شد و محیط مساعدی برای تشکیل رسوبات زغال سنگی در شمال ، مرکز و شرق ایران فراهم گردید. با کوهزایی آلپی ایران بطور کلی تحت تاثیر قرار گرفت و مورفولوژی کنونی کشور ، پایه ریزی شد.

چنانکه قبلا اشاره گردید در پی سنگ ایران ، سیستم هورست و گرابن توسعه داشته و به عبارتی خرده قاره‌هایی جدا از هم وجود داشته که اثرات چین‌خوردگی آلپی تغییرات مهمی از جمله در گرگونی و فعالیت ماگمایی در حواشی خرده قاره‌ها و در نهایت جوش خوردن آنها بوجود آورده است. در محل جوش‌خوردگی ، پوسته اقیانوسی بین آن دو حذف و به صورت نوارهای افیولیتی در‌آمده است.

موقعیت ایران در تریاس

داده‌های پالئومغناطیس و شواهد زمین‌شناسی نشان می‌دهد که ایران حداقل تا اواخر دونین بخشی از قاره گنداونا بوده است که در شمال شرقی گندوانا سرزمینهای عربستان ، سومالی ، هند و چین قرار داشته است و طی کربنیفر از گندوانا جدا شده و احتمالا در اواخر تریاس به اوراسیا پیوسته است.

بسته شدن اقیانوس تتیس

شبه قاره هند پس از جدایی از گندوانا به سمت جنوب اوراسیا پیشروی کرد و حدود 50 میلیون سال قبل تصادم و برخورد با جنوب آسیا صورت گرفت و اقیانوس تتیس در حد بین تبت و هند بسته شد. اثر این برخورد در ساختار زمین‌شناسی شرق ایران تغییراتی بوجود آورده است. به نحوی که اقیانوس موجود بین لوت و هلمند (بلوک افغان) بسته شد و در فلیشهای شرق ایران دگرگونی خفیفی ایجاد شد و امتداد محور چینها و گسل دچار تغییر شد و بعد از چین‌خوردگی شدید ، ماگماتیسم کاکتوآلکالن ظاهر گردید.

اثرات باز شدن دریای سرخ در پوسته ایران

با باز شدن دریای سرخ که مقدمات آن در اوایل سنوزوئیک فراهم شده بود، در ترشیری پایانی و اواخر پلیوسن شکل فعلی آن پدیدار شد و متعاقب آن قاره آفریقا از عربستان جدا شد و عربستان به ایران نزدیک شد بطوریکه حرکت بخش آزاد و جنوبی آن سریعتر از بخش شمالی و تقریبا فاقد حرکت بوده است. در نتیجه چین‌خوردگی و تغییر شکل در بخش جنوب و جنوب غربی کشور ما اتفاق افتاد و بدین ترتیب زاگرس از آب خارج و شکل و امتداد نهایی کوههای آن ترسیم شد